وظایفمان را در تئاتر به درستی انجام نمی دهیم
خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر – تئاتر 1387/02/22
ناصرحسينی مهر، کارگردان تئاتر معتقد است: موقعیت تئاتر کشور ما در چند سال اخیر به دلیل کنترل و هدایت بی رویه بر آن دچار چنان بحرانی شده که گویا امید و امکان هیچ حرکت تازه و خلاقی در آن نیست.
او در گفتوگويی با خبرنگار تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) دربارهی شرايط اين روزهای كاری اش در ادامه اعتقادش را اينگونه مطرح كرد: ممیزی، مدیریت ناکارآمد، برنامه ریزی خام و ناروشن، و همچنین تسلط ایدئولوژی بر تار و پود هنر نمایش، شرایطی را فراهم آورده که نه تنها هنرمندان داخلی ما در تئاتر بلکه حتی بهترین کارگردانان و هنرمندان صحنه ای جهان هم نمی توانند در این دوران فترت آثاری فاخر و ارزشمند بوجود آورند، چنانکه در سالهای گذشته کسانی نظیر «روبرتو چولی»، «دال آلیو»، و یا «پترشومان» آمدند و آثاری بسیار ضعیف ارائه دادند. حال آنکه هرکدام از آنان در کارنامه هنری خود اجراهایی درخشان دارند.
به گفته حسينی مهر: باید از کسانی که معتقدند تئاتر ما فاقد اندیشه است پرسیده شود، وقتی در یک آشفته بازار تئاتری و در روند تولید یک اثر هنری، ذهن و تمرکز هنرمند درگیر خطوط قرمز و بایدها و نبایدها است، آیا می توان انتظار خلاقیت و اندیشه های نو داشت؟
ناصرحسينی مهر که پیش از این سه نمايشنامه ی «ویتسک» اثر گئورگ بوشنر، «آن زندگی» نوشته لوئیجی پیراندللو، و همچنین روایتی آزاد بر «آنتیگونه» سوفوکل را با دراماتورژی خسرو حکیم رابط برای اجرا در مجموعه «تئاتر شهر» و «تالار مولوی» پیشنهاد کرده بود، با اظهار تأسف از نپذیرفتن آنها اضافه کرد: پس از چندین ماه دوندگی و تماس و التماس، مدیران تئاتری اعلام کردند: «ظرفیت سالن ها کامل شده و اجرای هر یک از این نمايشنامه ها به سالهای آینده موکول می شود». بعد وقتی به لیست پذیرفته شدگان رجوع میکنیم می بینیم که گویا سیستم قبیله ای جانشین همه ضوابط شده است و به طور مثال فلان کارگردان به دلیل تعلقش به فلان قبیله می تواند در کمتر از چهار ـ پنج ماه سه نمايشنامه بر صحنه ببرد.
این استاد دانشگاه در عین حال خاطرنشان کرد: هر چند، امروز دیگر برای من، رد یا پذیرش نمايشنامه هایم و یا هر نمايشنامه ی دیگری چندان اهمیت ندارد، چرا که تنها من و گروهم نیستیم که باید از این دهلیزهای ممیزی و تنگ نظریها و جناح بندیها عبور کنیم؛ نه، تعدادمان زیاد است و درد همگی ما مشترک. برای ما کاملاً روشن و قابل فهم است که در شرایط کنونی امکان فعالیت های دلخواه، شفاف و عادلانه فراهم نیست. چاره ای هم نیست جز آنکه صبورانه انتظار بکشیم و خود را برای روزهای روشنی که در راه هست آماده کنیم.
کارگردان نمایش «اتاق شماره 6» با یادآوری بخشی از سخنان زنده یاد «اکبر رادی» درباره مدیریت تئاتر در ایران به ایسنا گفت: البته در این میان مدیران تئاتری ما به قول زنده یاد اکبر رادی شاید مقصران اصلی این نا به سامانی ها در هنرنمایش نباشند چرا که بسیاری از آنان همکاران ما هستند و اینطور به نظر میرسد که تنها دستورات و مصوبات را اجرا می کنند و آرزویشان بدون شک چیزی نیست جز پیشرفت و اعتلای تئاتر. و حتماً این را به خوبی میدانند آن افرادی که به درستی نقدشان میکنند دوستشان هستند، نه کسانی که با تائیدهای مکرر مجیزشان را میگویند.
مؤلف کتاب «پیشروان تئاتر اروپا» با توضیح شرایط کلی تئاتر یادآوری کرد: هنر تئاتر در طول تاریخ و در همه سرزمینها دچار بی مهری هایی از این دست بوده و هست، مهم میزان شیفتگی و درجه ی پایداری و شکیبایی ما است که روح و فضای تئاتر را زنده و بارور نگه داریم. دوره ای که در آن به سر می بریم، دوره فترت تئاتر است، که این هنر بسیار کهن از سویی مورد هجوم رسانه های نوظهوری نظیر تلویزیون، ویدئو و کامپیوتر قرار گرفته است و آن را هنری «کهنه» و حتی «مرده» جلوه می دهد، و از سوی دیگر نظام های فرهنگی برخی کشورها به دلیل عدم تحمل روشنگری های این هنر زنده و پویا، سر ستیز با آن را پیش گرفته اند و شرایط رشد و شکوفایی اش را فراهم نمیکنند. از سوی دیگر، به قول استادم «یوجنیو باربا»، امروزه دیگر تماشاگر منسجم پیدا نمی شود و حلقه های پراکنده شان در این سالن و آن سالن، بازتابی است از جوامع گسسته و از هم پاشیده امروز ما. بنابراین، پی می بریم که مسئولیت و نقش تأثیرگذار یک هنرمند در بقای تئاتر به ویژه در سرزمین ما تا چه حد می تواند مهم و دشوار باشد.
او در عين حال يادآور شد: البته تئاتر جدی و مدرن ما در عمر کوتاهش، دوره های درخشانی را پشت سر گذرانده و هنرمندان ارزنده ای در سراسر کشور پرورانده است، اما متاسفانه در سالهای اخیر این تلاشها سیر قهقرایی پیموده و ما اهالی این رشته بسیاری از وظایفمان را به درستی انجام نداده ایم.
ناصرحسينی مهر در پایان اذعان داشت: همانطور که بارها پیشنهاد کرده ام تئاتر ايران بايد از بندها و قیود دولتی بودن آزاد شود و گروه های آزاد در سالن های استانداردی که بنا میکنند به فعاليت بپردازند. از طرف دیگر مطمئنم روزی میرسد که همه سالن های موجود را باید به هنرمندان خلاقی بسپاریم که مورد اعتماد و احترام جامعه هستند و سالها در این راه مرارت کشیده اند. ببینید، اگر سالنی مثل «تالارمولوی» در اختیار چند گروه یا چند هنرمند تئاتر سپرده شود، مطمئن باشید میتوان به راحتی در سال ـ در کنار برگزاری جشنواره ها و سمینارها و کلاسهای آموزشی ـ دست کم شانزده اجرای برجسته داشت، آن هم بدون دریافت بودجه ای از دولت یا هر نهاد دیگری. چنین راه حلی شاید برایتان عجیب باشد، اما امکانپذیر است، و مجموع این گونه پیشنهادهاست که میتواند مبنای برنامه ریزی تئاتر کشور قرار بگیرد و نه ردیف کردن تئوری ها و تبصره هایی که با تار و پود شرایط واقعی و موجود تئاتر ما بیگانه و دور است.
***
موقعیت کنونی تئاتر ایران را می توانيد در گفتگوی استاد جوانمرد و ناصر حسینی مهر، در بخش «عباس جوانمرد» مطالعه فرمائید G