روز جهانی تئاتر گرامی باد!

متن پیام روز جهانی تئاتر توسط روبر لوپاژ Robert Lepage
27 مارس 2008 ـ 7 فروردین 1387
پیرامون خاستگاه هنر تئاتر، حدس و گمان های بی شمار وجود دارد، که از آن میان یکی بیش از بقیه ذهن مرا به خود مشغول می دارد: شیوه ی قصه پردازی:
شبی، در روزگارانی کهن، انسان هایی، در اندرون غاری، گرد آتش نشسته اند، گرما است و بیان «ماجراها» (ی شکار)، به ناگاه، کسی از آن میان برمی خیزد با این «اندیشه» که قصه ی خود را با پیکره ی خویش به تصویر کشد، تصویری بزرگتر از پیکر قهرمانان خود، سایه وار، در پرتوی شعله ها بر دیواره ی غار. و غارنشینان، حیرت زده از اين دیدار، دیدار سایه هایی تنومند یا حقیر، سرکوبگر یا سرکوب شده، آفریننده یا میرنده.
امروزه روز، نه شعله های آتش، که درخشش پروژوکتورها است، و نه دیواره های غار، بلکه امکانات صحنه ای است که جایگزین شده. این حکایت ـ بر خلاف نظر نابخردان ـ یادآور این نکته است که «تکنولوژی» از همان آغاز راه تئاتر حضور داشته است، نه به عنوان یک «خطر» بلکه به مثابه ی عنصری در برقراری ارتباط، که هنوز نیز همچنان هست.
رمز ماندگاری تئاتر به قابلیت این هنر وابسته است در ابداع انواع گونه گون ابتکارات صحنه ای و بیان تازه، که اگر جز این بود به راستی چگونه می توانست دگرگونی های عصر خویش را بازتاب دهد؟ چگونه می توانست نیکوترین تفاهم ها را در میان انسان ها گسترش دهد؟ چگونه، اگر خود آزادمنش نبود؟ چگونه می توانست در حل مشکلاتی نظیر تعصب، تحجر، انحصارطلبی و نژادپرستی به خود ببالد، بی آنکه خود همگرا و سازگار باشد؟
هنرمند باید برای بازتاب مجموعه ی دشواری های جهان، شیوه ها و امکانات تازه ای پیشنهاد کند، به هوشمندی و درایت تماشاگران متفکر اعتماد کند، به کسانی که توانایی تشخیص تصویر ـ سایه ی انسان ها را در برابر بازی ابدی نور و تاریکی دارا هستند.
این نیز حقیقتی است که بازی بیش از حد با آتش، خطرناک است، سوزاننده، و در عین حال روشنایی بخش و شگفت انگیز.
ترجمه از ناصر حسینی مهر

روبر لوپاژ Robert Lepage در سال 1957 میلادی در شهر کبک Quebec (کانادا) متولد شد. در هفده سالگی وارد «دانشکده هنرهای دراماتیک» شد و پس از گذراندن دوره ی کارآموزی در پاریس به زادگاهش بازگشت و به عنوان کارگردان، بازیگر، نمایشنامه نویس و همچنین طراح صحنه در بسیاری از گروه ها به ویژه در گروه «تئاتر نشانه» Theatre Repere به فعالیت پرداخت. ابتکارات تازه ی او در عرصه ی تکنولوژی صحنه ای بسیار ارزنده و با اهمیت به شمار می رود.
***
چند سال پيش، گيريش كارناد Girish Karnad ( 1 ) نمايشنامه نويس هندی، پيامی برای روز جهانی تئاتر فرستاد كه هنوز در ذهنم حک شده و به اعتقادم يکی از بهترين پيام های اين روز بوده است. تأكيد او بيشتر بر نقش اسطوره در زندگی امروز بود و با اشاره به اسطورههای هندی روايت میكرد كسی به نام « بهاراتا » همراه صد پسرش و به ياری «برهما» به آفرينش رقص و نمايش دست زد تا روح، جسم و نفس انسان تعالی يابد. در آن پيام كارناد تأکيد می کند تئاتر بايد در چيرگی بر همه ی موانع و ايجاد انگيزه هايی برای يک زندگی پويا و بهتر تلاش بيشتری ورزد، و اين پيش از هر چيز به نمايشگرانی مستقل بستگی دارد که نقش خود را چگونه در اين عرصه ايفاء کنند. در اين راستا وقتی امروز نگاهی به وضع و جايگاه تئاتر ايران در طول سال های اخير می اندازيم متاسفانه چيزی نمی بينيم جز برگزاری مشتی جشنوارههای ريز و درشت و اجرای تعدادی نمايش های کسل کننده، فرمايشی، تکراری و پرافاده، همين. يعنی تئاتری كه كاملاً تحت كنترل دولت قرار گرفته است و نه تحت حمايت دولت. به عبارت ديگر، تئاتری دولتی با تعدادی انگشت شمار تماشاخانههای قديمی، و نسلی سوخته دل از هنرمندان اين رشته. هر چند در اين ميان می توان صدای پای نسلی از جوانان خوش قريحه و پرطراوت را به روشنی شنيد که می آيند تا مرحله ی گذار به عرصه ی جديد در تئاتر اين سرزمين طی شود. بنابراين هيچ راهی نيست به جز دگرگونی های بنيادی در مبانی و ساختار اين رشته از هنر که ضرورتيست بی قيد و شرط: تئاتر از تملك دولت خارج شود و از طريق افزايش بودجه، آزاد كردن بخشهای خصوصی، پاگرفتن كارگاهها، هنركدهها، سالنهای جديد، بالا بردن امكانات آموزشی و پژوهشی و دهها مورد پايهای ديگر اين هنر را نهادينه كرد و رشد داد.
ناصرحسينی مهر ـ بهار 1386
1 - Girish Karnad born May 19, 1938, in Mathern, Maharastra, is a contemporary writer, playwright, actor and movie director in Kannada language.
( به نقل از کاتالوگ « کانون نمايشنامه نويسان ايران » به مناسبت چهارمين دورة جشن های خانه تئاتر در «خانه هنرمندان ايران ». 10 ارديبهشت 1386 تهران. )
***